ليف
مواد اوليه اي كه در ساختن نخ و پارچه به كار ميرود ممكن است منشأ طبيعي يا مصنوعي داشته باشد.
محلول ريسندگي يا محلول قابل ريسيدن
محلولي از مواد پليمري كه براي ريسندگي الياف مصنوعي تهيه ميشود.
مقاومت
قدرت پايداري الياف در برابر گسيختگي بر اثر كشش يا سايز نيروهاي خارجي را مقاومت مينامند.
تاب
نقش تاب در توليد نخ ساده، نخست ليف ها را كنار يكديگر قرار ميدهد و سپس بين آنها نقاط تماس بيشتري ايجاد ميكنيد كه در نتيجه پيوستگي و استحكام نخ افزايش مييابد.
خصوصيات تاب ا زطريق جهت وتعداد پيچ هاي آن درهرمترتعيين ميگردد
تاب نخ ساده از سال (1942 م) به دو صورت تاب (S) سمت راست و (Z) سمت چپ نامگذاري شد.
هر چه تاب در هر متر بيشتر باشد ارزش بيشتري صاحب نخ ميباشد.
1- تاب ضعيف 200 تا 400 عدد در متر
2- تاب 600 تا 1000 عدد در متر
3- توري1200 تا 1800 عدد در متر
تاب كرپ از 1800 در هر متر بيشتر است.
نخ ابريشم تا 3000 عدد تاب در هر متر ديده ميشود.
نقش تاب در توليد نخ مركب تابيده
1- قابليت جذب حرارت
2- قابليت نگاهداري حرارت
3- برق و جلا
4- استحكام
ساختمان ظاهري نخ مركب تابيده
1- نخ مركب مخلوط: از بهم تابيدن دو يا چند نخ با جنس هاي مختلف نخ مخلوط مركب تهيه ميشود.
2- نخ چند رنگ: از بهم تابيدن دو يا چند نخ كه داراي رنگ هاي مختلفي ميباشند نخ تابيده چند رنگ يا«مولينه» حاصل ميگردد.
3- نخ اسلابدار: نخ اسلابدار نخي است كه بطور منظم و به ترتيبي خاص در بعضي از قسمت هاي آن كلفت و در بعضي ديگر نازك ميشود. هنگام نخ ريسي قسمت نازك اسلابد ار تاب بيشتري نسبت به قسمت كلفت آن پيدا ميكند.
4- نخ دانه دار (نپ دار): در بعضي مواقع در مورد نخ پنبه اي گلوله ها و دانه هاي كوچك به خوبي از پنبه گرفته نميشود و در سطح نخ باقي ميماند اين دانه ها كه وجود آن در نخ باعث كاهش مرغوبيت ميشود در بعضي موارد به عنوان نخ مركب يا فانتزي استفاده ميگردد.
5- نخ رابط دار: چنانچه نخ ساده از استحكام لازم برخوردار نباشد از نخ ديگر به عنوان پايه استفاده ميكنند كه نخ اول بدور آن تاب داده ميشود، اينگونه نخ ها را نخ مركب رابط دار مينامند، گاهي نيز دو يا چند نخ را بوسيله نخ ديگري بهم تاب ميدهند كه از مجموع آنها نخ جديدي بوجود ميآيد.
نمره گذاري نخ ها
براي بيان كردن ضخامت يا ظرافت يك نخ> از نمرة آن استفاده ميشود. چون مقطع نخ ها كاملاً مورد مشاهده نيست و قطر نخ ها با هم يكسان و يكنواخت نيستند. اندازه گيري قطر نخ ها با خطاهايي همراه خواهد بود. بنابراين مناسب ترين روش موجود براي معلوم كردن ظرافت يا ضخامت نخ ها برقرار كردن رابطه بين وزن و طول نخ هاست.
سيستم هاي مختلفي براي اين منظور بكار ميرود و تعداد آن به طور كلي برابر است با طول نخي كه يك وزن ثابت داشته باشد. و يا وزن نخي كه يك طول ثابت داشته باشد بنابراين نمرة نخ عددي است كه وزن در واحد طول يا طول در واحد وزن آن را نشان دهد.
1- نمره گذاري مستقيم
2- نمره گذاري غير مستقيم
1- نمره گذاري مستقيم
نمره نخ بر حسب وزن در واحد طول است. و هر قدر وزن نخ بيشتر باشد نمرة آن بيشتر است. به بيان ديگر هر چه نمره نخ بيشتر باشد نخ ضخيم تر و هر چه نمره نخ كمتر باشد نخ ظريف تر است.
واحدهاي مورد استفاده در سيستم نمره گذاري مستقيم
الف: تكس: تعداد گرمها در 1000متر نخ> نمرة تكس ناميده ميشود. بهبيانديگر 1000متر از نخ هر چندگرم وزن داشتهباشد نمرةتكس آن نخ را مشخص ميكند. مثلاً 1000 متر از نخي 5 گرم وزن داشته باشد نمرة نخ آن 5 تكس است.
2- نمره گذاري غير مستقيم (معكوس)
در اين سيستم نمره نخ ها برحسب طول در واحد وزن بيان ميشود. هر چند نمره نخ بيشتر باشد نخ ظريفتر و يا هر چه وزن نخ زياد شود عدد نمره كوچكتر است.
نمره گذاري نخ ها در سيستم غير مستقيم داراي روش هاي مختلفي است كه متداولترين آنها روش متريك و روش انگليسي است.
روش متريك
تعداد مترهاي موجود از نخي به وزن يك گرم نمرة متريك را معلوم ميكند مثلاً اگر 15 متر از نخي يك گرم وزن داشته باشد نمرة آن نخ 15 متريك است بنابراين اگر وزن تعداد معيني از نخ بر حسب گرم معلوم شود با يك تناسب ساده زير نمرة متريك بدست ميآيد.
روش انگليسي
نمره گذاري دراين سيستم هم غير مستقيم است لذا برحسب طول در واحد وزن بيان ميشود و يعني هرچه نمرة نخ بيشتر باشد دليل ظرافت آن نخ است.
واحد وزن در اين سيستم برحسب پاوند و واحد طول برحسب هنگ محاسبه ميشود. تعداد هنگ طول نخ است كه براي نخ هاي مختلف متفاوت است.
مثلاً براي نخ هاي پنبه اي تعداد هنگ 840 يارد، براي نخ هاي فاستوني 560 يارد و براي نخ هاي پشمي256 يارد منظور ميشود.
براي تعيين نمرة نخ ها در روش انگليسي تعداد هنگ هاي موجود از نخي به وزن يك پاوند نمرة انگليسي نخها را معلوم ميكند.
يا به بيان ديگر در يك پاوند از نخ هر چند هنگ طول نخ وجود داشته باشد نمرة انگليسي آن است. بنابراين اگر وزن و طول معيني از نخ بر حسب پاوند و يارد معلوم شود نمرةآن با تناسب و يا از رابطه زير بدست ميآيد.
در عمل چون طول كمتري از نخ وزن ميشود لذا به جاي پاوند واحد كوچكترآن به نام گرين (Grin) به كار برده ميشود.(يك پاوند=7000 گرين)
مثال: نمرة نخ پنبه اي در سيستم انگليسي اگر به طول 120 يارد و به وزن 50 (Grin) باشد به ترتيب مثال حساب ميشود.
بطوري كه گفته شد اگر جنس نخ تغيير كند تعداد هنگ مربوط به جاي(K) در رابطه منظور ميگردد.
اصطلاحات پارچه شناسي
قابليت پذيري ارتجاعي، كشش پذيري
خاصيت برگشت پذيري فوري مواد (الياف،نخ، پارچه) به اندازه و شكل اوليه و پس از حذف نيرويي كه سبب تغيير شكل آنها شده است.
اين اصطلاح به كيفيت لمس كردن پارچه و سهولت كشش آمدن آن مربوط ميشود تعداد آن از بسيار تا كم قابل تغيير است.
در فرآيند تهيه الياف مصنوعي منظور از اعمال كشش روي فيلامنت به حالت سرد يا گرم اين است كه آرايش مولكولي فيلامنت را افزايش ميدهد.
در فرآيند ريسندگي منظور از كشش، كشيدن و موازي كردن الياف و تبديل آنها به نخ است.
انعطاف پذيري
كيفيت ماده است كه در اثر اعمال نيروي كششي يا خمشي پاره نشود. به عبارت ديگر كيفيت زير دست و لمس كردن يك پارچه كه به سهولت خم شود. و از بسيار(انعطاف پذير) تا كم(سختي) تغيير ميكند.
پليمر
ماده اي است طبيعي يا سنتيك، مركب از مولكولهاي بزرگ كه از اجتماع يك نوع مولكول ساده تشكيل شدهاند. عمل پيوستن آنها را به يكديگر پليمريزاسيون مينامند.
تكميل
كليه فرايندهاي فيزيكي و شيميايي كه روي نخ يا پارچه انجام ميشود تا خاصيت مطلوبي را در آن ايجاد كند، مانند نرم كردن، براق كردن، ضد چروك كردن، ضد آبرفتگي كردن پارچه و… .
دنير
يكي از واحدهاي اندازه گيري نخ بويژه در الياف مصنوعي كه عبارت است از: وزن 9000 متر مربع برحسب گرم كه عدد گرم نماينده نمره نخ به دنير است.
رشته ساز
يك ديسك، فلزي است كه در سطح آن سوراخهاي بسيار ريز تعبيه شده و محلول ريسندگي مانند رشتهاي از اين سوراخ خارج ميشود.
ريسندگي
1-محل تبديل الياف به نخ
2- فرايند ريسندگي الياف مصنوعي كه طي آن محلول مواد با فشار از سوراخهاي رشته ساز خارج ميشود.
3- تشكيل نخ از فيلامنت هايي كه ميتوانند متشكل از چند مرحله تابيدن، كشش، بريدن، ... باشد.
رتينگ
جداسازي الياف از قسمتهاي چوبي ساقه و صمغهاي گياهي را رتينگ مينامند.
حمام انعقاد يا حمام ريسندگي
ظرفي است محتوي آب، يا ضد محلول شيميايي محلول در آب كه ماده پليمري برخي از الياف مصنوعي نظير پلي استر پس از خارج شدن از دستگاه رشته ساز در آن جامد ميشود.
شفافيت يا درخشندگي
كيفيتي كه برخي از الياف، نخ ها يا پارچه هايي در اثر انعكاس نور از آنها احساس ميشود با انجام عمليات فيزيكي شيميايي ميتوان اين كيفيت را افزايش يا كاهش داد.
بافت
دو نخ كه يكي در جهت طول قرار ميگيرد كه بسيار محكم و حتي در اكثر موارد آهار زده ميشود كه تار ناميده ميشود و ديگري كه«پود» در جهت افقي قرار ميگيرد در «درگيري هاي» مناسب بافت ايجاد مينمايند و هرگاه يك فرم قرار گرفتن تارپود تكرار شود به آن « راپورت بافت» ميگويند.
بافندگي
مبحث بافندگي را با ارائه و شناسايي مطالب زير مختصر مينمائيم.
1- بافتهاي اصلي
2- بافتهاي مشتق
3- راپورت بافت
4- طريقه جدول و نقشه كشي بافت
بافتهاي اصلي شامل
تافته 1- ريس تاري 2- ريس پودي 3- پاناما پاناما تقويت شده 4- رويال
سرژه 1-كج راه راستوچپ 2-جناقي، عمودي، افقي 3- تركيبي، دونهالماسي
ساتن 1-منظم و نامنظم
براي بدست آوردن پارچه اي مناسب به جهت استفاده آنها با اهداف بخصوص مورد نظر انتخاب بافت مناسب بسيار ضروري است زيرا هر بافتي ويژگي خاصي دارد كه استحكام، جلا و كاربرد پارچه را تعيين ميكند.
مرحله تكميلي
پس از مرحله بافت پارچه مستقيماً وارد بازار نميشود. بدينگونه كه بايستي عملياتي تحت عنوان عمليات تكميلي بروي پارچه ها اتفاق بيفتد تا آمادة عرضه به بازار گردد.
مراحل تكميل
بازبيني، شستشو، رنگرزي، چاپ، و احياناً مراحل ديگر جهت برطرف نمودن الكتريسيته ساكن پارچه كه يكي از مراحل مهم در صنعت نساجي ميباشد و بسيار در جلا و صيقل دادن پارچه مؤثر است.
مرحله بازبيني
در اين مرحله پارچه را از روي صفحه هاي منوري كه در واقع شيشه اي پهن كه مهتابي آن را روشن مينمايد عبور ميدهند، هرگونه«زدگي» «پارگي پود و يا پارگي تار» در حين بافندگي و يا « در رفتگي» نخها طي عمليات بافندگي، مشاهده ميشود و علامت گذاري ميگردد. در جهت اصلاح آن اقدام مينمايند.
مرحله شستشو
در مرحله شستشو پارچه بسيار مورد دقت قرار ميگيرد، هر پارچه اي بدليل عمليات بافت دچار آلودگيهايي ميشود. مواد آهاري و نشاستهاي كه برروي الياف تار زده ميشود تا الياف تار قدرت استحكام، كششهاي پارچه بافي را داشته باشد. افزودن انواع روغنها و مواد برروي پارچه، آن را غير قابل استفاده و عرضه به بازار مينمايد.
در اين مرحله پارچه از رنگهاي زائد و روغنهاي نساجي، چربي دست كارگران پاك و تميز خواهد شد و براي مراحل بعدي كه چاپ و رنگرزي است آماده ميگردد.
اصول رنگرزي
1- چنانچه رنگ قابل حل در آب باشد پارچه را در محلول رنگي قرار ميدهيم و براي تسهيل در امر رنگرزي محلول را ميتوان كلي حرارت داد.
هنگام رنگرزي بين مواد شيميايي رنگ و الياف تركيب جديد شيميايي ايجاد ميشود كه بنا به حساسيتهاي الياف به نوع رنگ مورد استفاده اين تركيب كم و بيش مقاوم بوده و البته ثبوت مواد رنگين روي الياف محدوديتهايي را در بر دارد و ممكن است تحت تأثير بعضي مواد شيميايي (مواد قليايي) ماده رنگي در شستشوي بعضي از پارچههايي كه با رنگهاي قابل حل در آب رنگرزي ميشوند بايد دقت بيشتر بعمل آيد.
(رنگهاي اسيدي، بازيك، مستقيم)
2- رنگهاي قابل حل در آب را در بعضي موارد با مواد ثابت مخلوط ميكنند كه اين رنگها در موقع تركيب با مولكول الياف به رنگهاي غير قابل حل در آب تبديل ميشوند.
3- چنانچه رنگ غير قابل حل در آب باشد از مواد اضافي كه بطور موقت آنرا قابل حل در آب ميكند استفاده ميشود. پارچه را در محلول حاصل قرار ميدهند و سپس عمليات ديگري به روي آن صورت ميگيرد تا مواد رنگي جذب شده در الياف دوباره به همان شكل اوليه خود يعني غير قابل حل در آب در آيد. (مانند نيل)
4- بعضي از رنگهاي غير قابل حل در آب پس از فعل و انفعالات شيميايي كه بروي پارچه انجام ميشود در الياف نفوذ ميكنند. ( مانند آنيلين)
رنگهاي طبيعي و شيميايي
رنگهاي طبيعي كه ريشه (قرمز دانه) و رنگهاي طبيعي كه ريشه معدني (لاجورد، آبي پروس، غيره)
رنگهاي شيميايي: قابل حل در آب و رنگهاي اسيدي، رنگهاي بازيك، و رنگهاي مستقيم، ديركت رنگهاي كرميپرميمتالايزد.
رنگهاي شيميايي غير قابل حل در آب « رنگهاي خمي» رنگهاي ظاهر شونده رنگهاي ديسپرس (Disperse)
ثبات ها
ثبات ها واسطه اي ميباشند كه سبب نفوذ رنگ در الياف ميگردد تجزيه آن باعث تركيب مواد شيميايي الياف و مولكولهاي رنگ ميشود.
حل ثبات در آب: پارچه در محلول رنگ + ثبات+ آب،ايجاد حرارت براي تشديد عمل تجزيه ماده ثبات ميشود.
رنگرزي
مرحله رنگرزي پارچه به صورتهاي متفاوت و روشهاي گوناگوني انجام ميگيرد و اين گوناگوني چه از نظر نوع رنگ، طريقه رنگ آميزي متفاوت است.
هر رنگ آميزي سه عامل دارد: 1- پارچه 2- حلال 3- رنگ
هر پارچه يك نوع رنگ و رنگ آميزي را ميطلبد.
رنگها به دو دستة بزرگ تقسيم ميشوند. 1- طبيعي 2- مصنوعي
ريشة رنگهاي طبيعي، گياهان (پوست انار)، حيوانات (قرمزدانه)، معدني (لاجورد)
رنگهاي مصنوعي: رنگهايي هستند كه انسان طي عمليات شيميايي آنها را بدست ميآورد. و به دو گونه قابل استفاده ميباشد. حلال در آب، حلال در محلولهاي شيميايي
آب بعنوان بهترين حلال مواد شيميايي در صنعت استفاده ميگردد. بدليل ارزان بودن، فراوان بودن قابل دسترس بودن آن جزء بهترين حلالهاي رنگي ميباشد.
طرق مختلف رنگرزي
در مرحله رنگرزي به سه روش كار انجام ميگيرد:
1- الياف رنگ ميشود. 2- پارچه 3- مصنوع رنگرزي ميگردد.
اگر الياف را قبل از بافت رنگرزي نمايند بطرق مختلف ضمام رنگ و كلافي و سبد رنگ انجام ميدهند.
از درون مشبكهاي مختلف رنگ را با فشار و سرعت يكنواخت بداخل حمام رنگ وارد مينمايند. و الياف را كه به صورت « كلافهايي» غير فشرده در درون سبدهايي مخصوص و گردان قرار ميدهند و در طي سرعت و زمان مشخص از مقابل مشبكها عبور مينمايند و كلافها رنگ ميپذيرند.
پارچه و رنگرزي
در اين گونه رنگرزي پارچه را پس از شستشو و آماده براي پذيرش رنگ به حمام رنگ ميبرند و با استفاده از رنگ مناسب جنس پارچه،آن را مورد رنگرزي قرار ميدهند.
«رنگرزيمصنوع» «الياف» «قرقرهنخ» «كلافهاينخ» «پارچهها»
گاهي ديده ميشود كه لباسهاي مختلف را مورد رنگ آميزي قرار ميدهند كه آن هم بنا به جنس مصنوع انتخاب ميشود.
چاپ
يكي از مراحل مهم عمليات تكميلي مرحله چاپ ميباشد. مرحله چاپ بنا به ضرورت به سه روش تحقق ميپذيرد.
1- شابلن 2- باسمه اي يا قالبي 3- مشبك
چاپ شابلن ( چاپ سيلك)
با استفاده از پارچة توري ابريشم و طراحي نقش و عكاسي، طرح دلخواه را روي تور ابريشم كه ظرافت و درشت و ريز بودنش طبق طرح پيگمنت انتخاب ميگردد.
و رنگهاي شيميايي پيگمنت را با توجه به امولسيون (حلال) لازم، بوسيله «كاردك» از بين تورها و روزنه ها عبور ميدهند. نقش ايجاد شده روي پارچه همان ظرفيت كه طراح نياز داشته و جالب اينكه تعداد رنگهاي يك طرح با تعداد شابلونهاي لازم برابر است.
چاپ باسمه يا قالبي
در صنعت پارچه روشهاي پديد آمده شايد به دوران بسيار دور بر ميگردد.
بعنوان مثال چاپ قلمكار از دوران گذشته در ايران و هندوستان و ديگر تمدنهاي كهن موسوم بوده است.
چاپ قلمكار يكي از چاپ هاي سنتي ايران است كه مركز و پيشرفت اين هنر در اصفهان است.
براي اين چاپ « وسيله اي بعنوان مهر نقش طرح» تهيه مينمايند كه اين وسيله مهري است از جنس « چوپ درخت گلابي» كه داراي استحكام و مقاومت بسيار خوبيست.
پس از طراحي طرح مورد نظر روزي سطح لازم قالب، مقدار و مكان جدا شدني را روي قالب مشخص و سپس آنها را خالي مينمائيم و قسمتهايي كه باقي ميماند در واقع روي سطح پارچه قرار ميگيرد و ضمن اينكه آغشته به رنگ ميباشد روي پارچه اثر ميگذارد.
از كنار هم قرار گرفتن قطعات كوچك و بزرگ طرح هاي قالبي نقش عمده حاصل ميگردد.
پارچه هاي قلمكار معمولاً رنگهاي طبيعي دارند و از رنگهاي طبيعي براي رنگآميزي استفاده مينمايند. معمولاً اينگونه چاپها بر روي الياف طبيعي و كاملاً گياهي انجام ميگيرد مثل پارچههاي پنبهاي و كتاني و البته پذيرش رنگ پارچههاي پشميهم به نسبت پارچه هاي نخي و گياهي خوب است.
رنگرزي و چاپ «پته كرمان» يك نمونه از چاپ قالبي و گياهي و طبيعي بروي الياف پشم ميباشد كه دوخت نقشها و طرحهاي آن را امكان پذير ميسازد.
لكه گيري و طرق مختلف آنها
لكه قليايي و زدودن آن: لكه را با اسيد استيك رقيق پاك كرده بعد با آب چند بار شستشو دهيد.
لكه اسيد و زدودن آن: آمونياك 10% يا سود 10% زده سپس با آب خالص شستشو دهيد.
لكه زردي حاصل از سوختگي اطو: محل سوختگي را با پارچه زبري مالش داده بعد با آب اكسيژنه يا آب ژاول استفاده نمائيد.
لكه زرد عرق، رژ لب: با آب اكسيژنه، پر برات دو سود برطرف ميشود.
لكه قهوه، كاكائو، چاي: در آب نمك شسته و بعد با آب خالص بشوئيد.
آب اكسيژنه در سفيد كردن محل لكه مؤثر است در اين نوع لكه ها اصلاً صابون بكار نبريد كه رنگ لكه را ثابت ميكند.
لكه كلروفيل و لكه هاي گياهي: لكه تازه را با الكل و لكه كهنه را با پربرات دوسود. با محلول آب اكسيژنه، آمونياك كال.
لكه ميوه جات: با محلول سولفيت دوسود كه كمياسيد كلريدريك داشته باشد شسته، سپس با آب بشوئيد.
لكه رنگ فلزات: تحت محلول خيلي غليظ اكسالات دو پتاسيم يا اسيد ستريك زده و با آب خالص بشوئيد.
لكه يد: محلول آمونياك كال 10% يا با سلفات دوسديم مرطوب كنيد.
لكه مركب: با آب ژاول لكه مركب هاي ساخته شده از آنليلن و از فرتانات مثل لكه زنگ رفتار نمائيد.اكثر لكه هاي مركب را گلسيرين از بين ميبرد.
لكه رنگ موادهاي غير جوهري: با مداد پاك كن پاك كرده و با الكل تميز نمائيد.
لكه دوده: با محلول اسيد تارتاريك 20 % مالش دهيد و از آبغوره نيز استفاده نمائيد.
لكه گل و ادرار:براي برطرف نمودن از پارچه هاي سفيد اول اسيدكلريدريك رقيق بماليد بعد آب اكسيژنه بزنيد و در پارچه هاي رنگي قدري آمونياك زده و بعد با پنبه آغشته به بي اگزلات دوتپايس 20% با حلاليت روي لكه بماليد سپس با آب خالص بشوئيد.
چاپ مشبك و يا غلطكي
غلطكهاي فلزي روزنه دار كه طبق نظر طراحان و يا طراح كارخانه بر حسب نياز و نظر كارشناسان به روزنههاي مخصوص جهت انتشار رنگ به روي پارچه تهيه و تنظيم گرديده اند. و مانند تمام سيستمهاي چاپي بنا به تعداد رنگ در نقشه انتخاب شده، تعداد غلطكهاي رنگ مد نظر گرفته ميشود.مثلاً يك نقش 5 رنگ به 5 غلطك رنگ نياز داريم.
|
الياف |
رنگهاي قابل حل در آب |
رنگهاي غير قابل حل در آب |
|
پنبه ـ كتان
(ساخته شده از سلولز طبيعي )
ويسكوزريون و فيبران
(سلولز توليد شده يا بازيافته) |
رنگهاي مستقيم
رنگهاي بازيك |
رنگهاي سولفوره (گوگردي)
رنگهاي خمي
رنگهاي نفتلي
رنگهاي انيليت |
|
پشم (كراتين) |
رنگهاي اسيدي - بازيك |
رنگهاي خمي |
|
ابريشم (پروتئين) |
مانند پشم |
رنگهاي خميـ رنگهاي نفتلي |
|
استات |
خمياز رنگهاي اسيدي و با خمي از رنگهاي بازيك |
رنگهاي ديسپرس |
|
الياف سنتز شده |
بستگي به نوع آن، رنگهاي بازيك، اسيدي و مستقيم |
رنگهاي ديسپرس ـ نفتلي و خمي |